در نسخهی Deluxe Edition بازی Resident Evil Requiem تعداد پنج نامه وجود دارد که بصورت انحصاری فقط در این نسخه از بازی قابل دستیبابی خواهند بود. این نامهها از سال 1998 در چندین قسمت از شهر راکون به یادگار باقی مانده است. نامههای “از مریل به مامان” از زبان دختربچهای به نام Meryl Branagh است که برای مادرش نوشته است. همانطور که از نامخانوادگی او مشخص است، مریل در واقع دختر افسر اداره پلیس راکون یعنی Marvin Branagh است که Leon Kennedy در بازی Resident Evil 2 با او ملاقات میکند.
سرگذشت مریل
مریل در حال نوشتن نامههایی به مادرش بود که جزئیات سفرش در راکون سیتی را شرح میداد. با وجود اینکه تخلیه شده بود و مسئولان محلی او را از ورود به راکون سیتی منع کرده بودند، مریل تصمیم گرفت مخفیانه از میان نردهها عبور کند تا پدرش را در اداره پلیس راکون سیتی ملاقات کند. مریل تصمیم گرفت ابتدا از یک پمپبنزین دیدن کند، جایی که پدرش اغلب از آنجا آب نبات میخرید.
او با یکی از همکاران پدرش، جورج اسکات ملاقات کرد که او را در سفر به سوی کلانتری همراهی کرد. وقتی سرانجام با پدرش تماس گرفت، ماروین با عصبانیت پرسید چرا دخترش به کلانتری آمده است، مریل سردرگم شد و ماروین به او هشدار داد که وارد کلانتری نشود. در حالی که برای رسیدن به پارکینگ استراحت میکردند، مریل با بانداژهای خود زخمهای جورج را مداوا کرد. در نقطهای، جورج بر اثر برخورد با زامبیها به شدت زخمی شد. مریل سعی کرد خونریزی زخمهایش را بند آورد اما بیفایده بود و تصمیم گرفت کلانتری را ترک کند و در اسلحهفروشی کِندو پناه بگیرد.
سرنوشت او پس از فاجعه راکون سیتی ناشناخته است.آخرین یادداشت او نانوشته باقی مانده است، و یک جفت کفش و همچنین یک جاکلیدی RPD به جای مانده است. لیان در یکی از دیالوگها بابت دیر رسیدن عذرخواهی میکند.

نامهی اول: پمپ بنزین
مامان،
صبح بخیر، خوابآلود. عصبانی نشو، ولی تصمیم گرفتم خودم بروم و بابا را بیاورم! از ماندن داخل خانه خسته شدم. آن آدمها حتی وقتی خیلی التماس میکنیم هم نمیگذاریم بیرون برویم. اما اشکالی ندارد، من کوچولو هستم و میتوانم از لای نردهها رد شوم! اول به پمپبنزین سر میزنم. بابا خیلی آبنباتهای آنجا را دوست دارد، شاید آنجا ایستاده باشد تا چندتایی بخرد!
دوستت دارم مامان! به زودی میبینمت!
مریل
نامهی دوم: هتل
مامان،
اگر داری این را میخوانی، لطفاً به هتل برگرد. آدمهای ترسناک زیادی این اطراف هستند. صداهای عجیب درمیآورند. آتشسوزی شده. مامان، خیلی ترسناک است. من خوبم. با دوست بابا، آقای جورج، آشنا شدم. یادت میآید؟ او قرار است با ماشین پلیسش مرا به کلانتری انتقال بدهد. مطمئنم بابا آنجا خواهد بود!
دوستت دارم، مامان!
نامهی سوم: پارکینگ
مامان،
آیا کار بدی کردم؟ بابا از دستم عصبانی شد. خیلی خیلی بلند داد زد: «چرا اینجایی؟» نگذاشت بروم داخل کلانتری. الان با آقای جورج قایم شدهام. گفت میتوانیم از پارکینگ برویم داخل. اما اول داریم استراحت میکنیم. او خیلی مهربان است، مامان. یکی از چسبهای زخم گربهایام را به او میدهم تا زخم روی دستش را بپوشاند.
خیلی دوستت دارم،
مریل
نامهی چهارم: روبروی کندو
مامان،
چیکار کنم؟ کمکم کن، مامان! آقای جورج خیلی بد زخمی شده است. خیلی خونریزی میکند و همه چسبهای زخم خیلی کوچک هستند. بند نمیآید. الان اینجا خیلی آدمهای ترسناک هستند. میروم به سمت فروشگاه آقای کندو. اگر کسی این را میخواند، لطفاً کمک کند. اسم من مریل برانا است. میترسم، مامان. میخواهم بابا را ببینم.
نامهی پنجم: پشت حیاط کندو
خالی!
جمعبندی
هنوز از سرنوشت مریل چیزی نمیدانیم، شاید مریل هنوز زنده باشد و جایی در آینده او را در یکی از بازی های Resident Evil ملاقات کنیم، مشخصا وجود این نامهها در بازی رکوئیم صرفا برای تکمیل فایلها نیست و این میتواند یک کاشتی باشد که کپکام در آینده از آن برداشت کند.


1 نظر