اگرچه سری Silent Hill پیش از این هم شخصیتهای زن مهمی داشته، اما Silent Hill f با تمرکز روی یک داستان عمیقاً احساسی دربارهی شخصیت اصلیاش، شیمیزو هیناکو (Shimizu Hinako)، از این نظر متفاوت است. بازی در ژاپن دههی ۱۹۶۰ جریان دارد و داستان دختر جوانی را دنبال میکند که در یکی از حساسترین مقاطع زندگیاش قرار گرفته؛ جایی میان سنتهای سختگیرانه و دنیای رو به تغییری که در آن، حقوق زنان تازه در حال رشد است.
داستان بازی قرار نیست یک پایان کاملاً خوش و شستهرفته به مخاطب تحویل بدهد؛ در عوض، روی احساس ناامنی و ترسی دست میگذارد که در سایهی فشار شدید اجتماعی به سراغ انسان میآید. ترسهای هیناکو شامل ازدواج، بارداری، شبیه شدن به مادرش، از دست دادن دوستان و گیر افتادن در شهر زادگاهش میشود. این ترسها «واقعی» به نظر میرسند، چون از تجربههای انسانی ملموس الهام گرفته شدهاند.
ال یانگ (Al Yang)، کارگردان بازی، در جریان GDC این موضوع را توضیح داده و گفته است:
«تم اصلی، حقوق زنان است یا اینکه در آن دوران چگونه درک میشد. ما اعضای زن زیادی در تیممان داریم و همیشه از آنها دربارهی ترسهای هیناکو و هیولاهایی که نمایندهی این ترسها هستند سؤال میکردیم.»
تیم سازنده، دیدگاههای متفاوتی را از اعضایی با تجربههای مختلف زندگی جمعآوری کرده است. یانگ در ادامه میگوید:
«بعضی از آنها متأهل هستند، بعضی بچه دارند و بعضی تازه از مدرسه بیرون آمدهاند. بنابراین، از ردههای سنی مختلف، دیدگاههای متفاوتی به دست میآورید.»
او همچنین تأکید کرده که نمیخواسته چیزی را از جانب خودش «فرض» کند:
«من صلاحیت این را ندارم که به شما بگویم زنان باید چه احساسی داشته باشند یا چه فشارهایی را تحمل میکنند. میتوانم سعی کنم درک کنم، اما این از طرف من تعریف نمیشود. بیشترین کاری که میتوانم انجام بدهم این است که با افراد صحبت کنم، بازخورد بگیرم و تا حد ممکن آن را ترجمه و بازتاب بدهم.»
این رویکرد تنها روی داستان اثر نگذاشته، بلکه طراحی هیولاها را هم شکل داده؛ موجوداتی که قرار است ترسها و تروماهای واقعی را نمایندگی کنند. یانگ اضافه میکند:
«برای هیولایی که نماد ترس هیناکو از بارداری و چیزهای مرتبط با آن است، بازخورد زیادی از اعضای تیم گرفتیم و طراحی آن را هم یکی از کانسپتآرتیستهای زنمان انجام داده است.»
او در پایان میگوید:
«جزئیات زیادی در کار هست؛ اینها کابوسهای شخصی خودتان هستند، یا کابوسهای کسانی که بچه دارند. و باز هم میگویم، وقتی با اعضای جوانتر تیم صحبت میکردیم، میپرسیدیم: اگر میترسید، دقیقاً از چه چیزی میترسید؟»

