مقاله

تجربه بازی Resident Evil: Requiem

بازی Resident Evil: Requiem (رزیدنت اویل 9) مورد انتظارترین بازی CAPCOM بلاخره منتشر شد، این بازی از سال 2018 در دست توسعه بوده است و بعد از انتشار امتیازات و نقد های خوبی نیز دریافت کرد. این بازی در ایران با شرایط پیچیده ای روبرو شد، ابتدا شایعات ممنوعیت بازی و بعد هم حذف تریلرها و دیتای بازی از سایت های دانلود و از سمت دیگر فردای روز انتشار رسمی بازی جنگ در کشور ما آغاز شد، البته از دو روز قبل از انتشار دیسک های بازی در ایران موجود شد اما با قیمت های عجیب و غریب، حالا در این وضعیت جنگی فروشنده ها از شرایط سو استفاه می‌کنند و با قیمت های فضایی بازی را به فروش می‌رسانند، قطعی اینترنت هم دلیل دیگری برای عدم دسترسی به این بازی شد، برای همین شاید خیلی از طرفداران هنوز این بازی را تجربه نکرده اند.

با وجود این شرایط به عنوان یک رسانه این بازی را تهیه و در روز انتشار تجربه کردیم تا بتوانیم بازخورد خودمان را با شما به اشتراک بگذاریم، اما این فقط یک نقد و بررسی ساده نیست، پیش از این نقد و بررسی منتشر گردید اما حالا از نگاه سخت گیرانه‌ی یک طرفدار به بازی خواهیم پرداخت، بدون تعصب و تعارف سراغ نکات مثبت و منفی بازی خواهیم رفت. تجربه ی تیم ما روی دو پلتفرم PS5 و PC که تجربه‌ی گرافیکی تقریبا یکسانی را داشت انجام شد و مدت زمان گیم پلی هم حدود 10 الی 11 ساعت در حالت Standard Classic و حدود 8 ساعت در حالت Standard Modern و در حالت Insanity حدود 6:32 و همچنین در حالت Casual بصورت اسپیدران 3:23 به طول انجامید. ناگفته نماند سازنده‌ی بازی مدت زمان بازی را حدود 16 الی 18 ساعت تخمین زده بود.

تکنیکال و گرافیک

بازی رزیدنت اویل 9 همانند بازی های چند سال اخیر کپکام با استفاده از موتور بازی سازی RE Engine ساخته شده اما این بازی با همکاری Nvidia تنظیمات و فیوچرهای گرافیکی جدیدی نظیر DLSS 4 و Path Tracing را دریافت کرده است، حتما میدانید که به لطف این موتور بازی های اخیر کپکام به شدت بهینه و با کیفیت هستند، بازی روی PS5 بدون لگ و باگ به اتمام رسید، همچنین روی PC با دو کارت گرافیک مجزا 5080 و 2060 تست شد که نتیجه واقعا مطلوب بود و FPS خوبی دریافت کردیم.

از نظر گرافیکی بازی چندین سطح از Resident Evil 4 Remake بالاتر هست، جلو های بصری مثل باران، نورپردازی، بازتاب تصاویر و بافت پوست و همچنین تارهای موهای شخصیت ها به شدت دقیق و واقع گرایانه کار شده است. کپکام از نظر فنی و گرافیکی در این بازی سنگ تمام گذاشته است البته با اختلاف کم میتوان گفت هنوز به پای Death Standing و Alan Wake 2 در نسل جدید بازی ها نمی‌رسد.

در طی بازی باگ یا مشکل تکنیکال عجیبی به چشم نخورد اما یک مورد درباره‌ی نمایش کات-سین و یک مورد هم از نظر نورپردازی در نسخه PC مشاهده شد که به احتمال قوی با بروزرسانی برطرف خواهد شد. اولین مشکل زمانی اتفاق می‌افتد که شما برای دومین بار بازی را پلی کنید و بدون اینکه به دفتر ویکتور بروید به گاراژ رفته و باکس ریه را بردارید و از طریق فایل های قبلی قفل باکس را باز کنید، حالا اگر در این حالت به دفتر ویکتور بروید کات-سین مقابله‌ی گریس و ویکتور نمایش داده نمی‌شود! مشکل دوم هم در ابتدای بازی در هتل رنوود برخی قسمت ها نورپردازی بازی به مشکل می‌خورد و محیط به شدت پرنور می‌شود.

صداگذاری و موسیقی

در سال های اخیر کپکام موفقیت زیادی در صداگذاری بازی های خود داشته است اما رکوئیم یک پیشرفت رو به جلویی دارد، بازی از نظر صداگذاری محیط، صدای شخصیت ها به شدت حرفه ای و تاثیر گذار انجام شده است، بخصوص صداگذاری شخصیت گریس اشکرافت به گونه ای عمل کرده تا در تمامی لحظات حساس مانند نفس نفس زدن، ترسیدن، گریه کردن تحت تاثیر قرار خواهید گرفت.

بازی از نظر موسیقی متن و ساندترک هم تقریبا خوب عمل کرده است البته انتظار میرفت تا تاثیر گذار تر باشد اما کپکام در همین حد بسنده کرده است. شخصا انتظار داشتم حداقل در محیط های راکون سیتی موسیقی های نوستالژی بیشتری بشنوم و در لحظات نفس گیر و احساسی موسیقی خاص تری شنیده شود اما با این حال نمیتوان این را جز نکات منفی حساب کرد.

ساندترک رسمی بازی آهنگ Through The Darkness است که توسط کالین و کارولین اجرا شده است، این قطعه تاثیر گذاری خاص خود را دارد بخصوص اینکه مضمون شعر و اجرای آن از نگاه لیان و گریس است، قسمت اول آهنگ توسط کالین از نگاه لیان و قسمت دوم توسط کارولین از نگاه گریس اجرا شده است و در انتهای بازی روی یک تیتراژ فوق العاده حرفه ای به گوش می‌رسد، لحظه‌ی احساسی که شاید حس همزاد پنداری شدیدی با کرکترهای بازی کنید. البته نیمی از طرفداران هنوز اعتقاد دارند قطعات پیشین نظیر Yearning For Dark Shadows از RE Village یا Go Tell Aunt Rhody از RE7 به مراتب بهتر از این آهنگ هستند چون بار روانی و ترسناک تری به بازی می‌دهند اما به شخصه معتقدم Through The Darkness با توجه به شخصیت فعلی لیان و گریس و تروماهای این دو به خوبی حق مطلب را ادا کرده است.

داستان و روایت

داستان این بازی پیچیدگی های خاص خودش را دارد از سویی به گذشته گره خورده است و از سوی دیگر به آینده ی این فرنچایز اشاره دارد، عمده داستان بازی در سال 2026 روایت میشود و فلش بک هایی هم به گذشته بخصوص در سال 2018 زده می‌شود، روایت داستان بصورت موازی بین لیان و گریس صورت میگیرد البته بازی ظرفیت پرداختن به داستان هردو کرکتر را ندارد و در انتها حس ناکافی بودن القا می‌شود که علت آن کوتاه بودن زمان بازی است. داستان اصلی پیرو شخصیت گریس است و لیان جز سالخوردگی و ابتلا به بیماری “نفرین آمبرلا” حرفی برای گفتن ندارد، کارگردان بازی ناکانیشی پیش از این اشاره کرده بود که لیان یک رازی را با خود حمل می‌کند و تروماهای زیادی از گذشته دارد اما در بازی این چنین نیست، لیان به هیچ وجه آلیسا اشکرافت را نمی‌شناسد و از هیچ رازی با خبر نیست و به تروماهای شخصی او هم زیاد پرداخته نمی‌شود، به جز لحظه‌ی ورود به سالن اصلی R.P.D و فروشگاه Kendo متوجه چیز دیگری نخواهید شد! حتی یک درصد هم به ایدا وانگ اشاره نمی‌شود.

در ابتدای بازی سوئیچ شدن از گریس به لیان کمی آزار دهنده است، تا با فضای ترسناک و داستان گریس درگیر می‌شوید سریعا باید کنترل لیان را بر عهده بگیرید و زامبی ها را سلاخی کنید! انگار در آب سرد و گرم مدام جابه جا میشوید، البته در ادامه ی بازی این توازن به خوبی برقرار خواهد شد اما کمی حس و حال اولیه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. رکوئیم همانند بازی های پیشین ناکانیشی مثل Revelations 1 روایت سریالی و اپیزودیک دارد، شخصا این نوع روایت را بیشتر از روایت خطی میپسندم اما با توجه به مدت زمان بازی انتظار داشتم داستان در شخصیت ها عمیق تر شود، اینطور حس می‌شود که در ابتدای بازی توجه زیادی به داستان و جزئیات شده است ولی در انتها همه چیز خیلی سریع اتفاق می‌افتد.

داستان بازی بطور کلی خوب است و ارتباط مستقیمی با شخصیت های کلاسیک نظیر آلیسا اشکرافت، اوزول اسپنسر و آلبرت وسکر دارد و این باعث جذابیت آن شده است اما تقریبا همه چیز ناقص میماند، برای مثال شما متوجه نخواهید شد که Zeno دقیقا چه نقشی در بازی دارد جز اینکه اشاره می‌شود او به دنبال Elpis است و از طرف Connections فرستاده شده است، یا Victor چرا بدنش حالت بافت پوست مار دارد؟ چرا نقاب دارد؟ و هزاران سوال دیگر. وقتی خیلی عمیق تر به داستان بازی نگاه میکنم باگ ها و ضعف های عجیبی به چشم میخورد.

در قسمت فلش بک بازی که در سال 2018 روایت میشود هم ضعف هایی وجود دارد، برای مثال گریس در همان لحظه میدانست که مادرش چیزی را پشت تابلوی نقاشی پنهان کرده اما تا سال 2026 حتی سراغ آن هم نمی‌رود! تا لحظه ای که برای بررسی صحنه‌ی جرم به آنجا فرستاده می‌شود! آیا وقتی FBI برای بررسی یک صحنه‌ی جرم اعزام می‌شود نباید نیروی پشتیبان یا همراه بفرستند؟ حتی از گمشدن گریس هم هیچ چیزی گزارش نمی‌شود. هرچه عمیق تر میشوم احساس میکنم رکوئیم فقط تمرکز خود را صرف گرافیک و گیم‌پلی کرده است و دقت کمتری روی داستان داشته است.

پیش از انتشار این بازی ناکانیشی اشاره کرده بود که اسلحه‌ی بازی که هم نام عنوان بازی هست المان مهمی در بازی است اما به جز قدرت آن اصلا صحبتی از این اسلحه و ساختار گلوله های آن نمی‌شود! طرح بالی که روی این اسلحه و حتی ساعت لیان بود هم هیچ ارتباطی با کلر ردفیلد ندارد. تنها مطلب مهم راجع به Requiem این است که باید در استفاده از مهمات آن دقت زیادی به خرج دهید چون اسلحه بین دو شخصیت رد و بدل می‌شود و تنها گریس توانایی ساخت گلوله‌ی آن را دارد.

از نظر پایان بندی تنها میتوان به پایان بد نقد وارد کرد، اگرچه بصورت غیر رسمی اعلام شد که این پایان کانن بازی نیست اما چنین موضوع مهمی چطور میتواند کانن نباشد؟ یا اصلا چرا باید کشتن لیان جز یک پایان باشد؟ چه چیزی به بازی اضافه میکند؟ وجود آن چه لزومی داشت؟ برای من هنوز ملموس نیست که چرا کپکام تصمیم به اضافه کردن این آپشن به بازی شد. رزیدنت ایول عنوانی نیست که بتواند پایان های متعدد مهمی داشته باشد! چون شدیدا به Lore بازی آسیب می‌زند.

در مجموع داستان رکوئیم به ظاهر جذاب به نظر می‌رسد اما اگر از آن دسته طرفداران سرسخت و قدیمی این فرنچایز باشید و کمی روی داستان عمیق شوید متوجه میشوید که باگ ها و ضعف های زیادی دارد که قابل چشم پوشی نیست و همچنین بیشتر حس فن‌سرویس می‌دهد.

لوکیشن و استیج ها

اکثر بازی های رزیدنت ایول در ابتدا محیط های دارک و گیرایی دارند و به اواسط که می‌رسند کمی کسل کننده میشوند، اما رکوئیم کاملا این ساختار را شکسته و هیچ یک از استیج های این بازی خسته کننده نیست و از لحظه شروع تا پایان تمایل دارید بدون وقفه پیشروی کنید.

تنها نقدی که میتوانم به لوکیشن های این بازی وارد کنم چپتر راکون سیتی است، موضوعی که کپکام مانور زیادی از نظر مارکتینگ روی آن داد اما در نتیجه به جز چند ساختمان مخروبه و چندتا چهاراه و خیابان و در نهایت ساختمان R.P.D چیزی از راکون سیتی نخواهید دید، شخصا انتظار داشتم لوکیشن های بیشتری از این شهر ببینم، حداقل لوکیشن هایی مانند برج ساعت، پارک که در RE3 حذف شده بودند.

حتی مدت زمان حضور شما در ساختمان پلیس هم زیاد به طول نمیکشد و فقط هم با یکی دو زامبی روبرو میشوید! انتظار میرفت کاوش بیشتری در این مکان صورت بگیرد و با دشمنان بیشتری روبرو شوید اما کپکام ید طولایی در خراب کردن نوستالژی طرفداران دارد.

دشمنان و باس فایت ها

رکوئیم دشمنان متنوعی دارد و به هیچ عنوان از دیدن آنها خسته نمی‌شوید اما وقتی به شهر راکون میرسید اوضاع کمی فرق میکند و با دشمنان کلاسیکی مثل Mr. X و Licker ها روبرو می‌شوید اما ذره ای خلاقیت یا تغییر را در آنها دیده نمیشود و انتظار میرفت با نسخه‌ی پیشرفته آنها دست و پنجه نرم کنیم. در تاریخ کلاسیک رزیدنت ایول دشمنان جذابی وجود دارد که میشد از آنها در این بازی استفاده کرد اما فقط شاهد این دو خواهید که حتی به اندازه ی گذشته هم تهدید خاصی محسوب نمیشوند، مستر ایکس یک استاک کوتاه می کند و در نتیجه به یک باس فایت نهایی ختم میشود، همه چیز انقدر سریع اتفاق میافتد که به جذابیت گذشته‌ی آن نیز لطمه وارد کرده است.

یکی دیگر از دشمنان کلاسیک این بازی که نسخه‌ی ضعیف تر آن را در رزیدنت ایول 1 دیده بودیم، Plant 43 هست که در اینجا به خوبی طراحی شده است اما باس فایت آن به قدری کوتاه و بی منطق است که وجود این دشمن را بی ارزش می کند. در تریلر سوم بازی هم حضور کلاغ هارا دیده بودیم اما این حضور فقط در یک کات-سین خلاصه می‌شود.

شاید به جرات بتوان گفت بهترین باس های این بازی Big Mama یا بهتره بگم The Girl و Chunk هستند چون نه Titan Spinner و نه Mr.X نتوانستند حق مطلب را ادا کنند. در انتهای بازی هم وقتی ویکتور تبدیل به باس میشود انگار پتانسیل آن هدر رفته است، وجود ماسک با لنزهای متعدد هیچ نقشی در توانایی های او ندارند و بر خلاف نوع ظاهر و پوشش او که شباهت زیادی به مار داشت هیچ تغییری در نسخه تبدیل شده‌ی او نداشت. در نهایت هم تبدیل شدن او به فرم سوم نمسیس علاوه بر تکراری بودن کاملا غیر منطقی بود چون نمسیس در نتیجه تکامل و نابود شدن توسط Jill Valentine به آن فرم درآمد، برای من مبارزه با یک باس فایت تکراری و بی منطق کاملا خسته کننده بود.

The Girl به یکی از باس ها و استاکر های به یاد ماندنی تاریخ رزیدنت ایول تبدیل شد و استاک کردن او در محیط های تاریک و خفقان آور یادآور Nemesis در RE3 است. بیگ ماما جذابیت های خاص خودش را دارد و توانایی این را دارد که نفس شما را در سینه حبس کند.

در انتهای بازی یک مبارزه‌ی کوتاه با The Commander داریم که میتوان گفت یه کپی بی ارزش و ضعیف از مبارزه با کرازر در RE4 بود، تیم الیت و فرماندار در کسری از ثانیه وارد بازی می‌شوند و در دقایقی هم کشته می‌شوند، چیزی که هیچ چیز به بازی اضافه نمیکند.

زامبی های این بازی به مراتب سخت تر از قبل نابود می‌شوند و اگر آنها را منفجر نکنید ممکن است تبدیل به Blister Head شوند، زامبی هایی که به سختی نابود می‌شوند. همانطور که قبلا اشاره شده بود زامبی های این بازی در کمپین گریس دارای شخصیت خاص خودشان هستند و هر کدام باتوجه به کرکتر و کاری که پیش از ابتلا انجام میدادند رفتار می‌کنند که شاید در دید اول جذاب به نظر بیاید اما بعد کشتن چندین نوع از این زامبی ها این سیستم به کل فراموش می‌شود و پتانسیل خود را کاملا از دست می‌دهد.

این بار هم بعضی از زامبی ها از ابزار خاصی برای حمله استفاده می‌کنند اما به شکل منطقی و جالب تر، برای مثال یک زامبی یک شیشه شکسته در دست دارد یا یکی دیگر با استفاده از استند سرم به شما حمله می‌کند و در کمپین لیان هم بعضی از سربازانی که زامبی شده اند با اسلحه به شما شلیک می‌کنند.

یکی از نکات برجسته در مورد دشمنان بازی این است که آنها اگر شما را ببینند ممکن است به دنبال شما بیایند و شما را دنبال کنند، سیستم که پیش از در RE Engine یک ضعف محسوب میشد چون هر دشمن فقط در یک محیط مشخص با شما مقابله میکرد یا اگر هم شما را تعقیب می‌کرد سریعا به محل قبلی خود بازمی‌گشت.

ایستراگ و کاوشگری

با توجه به شعار بازگشت به راکون سیتی و همچنین عمارت اسپنسر مانند رودز هیل انتظار میرفت که ایستراگ های جالبی در انتظار ما باشد یا حداقل در راکون سیتی خاطره بازی بیشتری کنیم اما در هر صورت ایستراگ هایی در بازی یافت شد مانند:

  • دری که هندل آن در میرود و مجبور میشوید با آچار آن را باز کنید – اشاره به رزیدنت اویل 3
  • دری که منشی دکتر از آن وارد میشود – یادآور در های کلاسیک سری
  • شباهت بیگ ماما (دختر) به لیزا ترور و سلولی که عروسک ها را جمع آوری کرده است – اشاره به رزیدنت اویل 1
  • حضور Tofu در R.P.D – اشاره به شخصیت محبوب در RE2
  • دیسک نوستالژی PS1 بازی RE1 در R.P.D

در مجموع رکوئیم نیاز به کاوشگری زیادی ندارد و آیتم مخفی خاصی هم وجود ندارد و بازگشت به لوکیشن های قبلی تجربه جدیدی برای شما بوجود نمی آورد، تنها یک سری نامه و چند Charm برای آپگرید اسلحه ها یافت خواهد شد.

شخصیت پردازی و کرکترها

رزیدنت ایول 9 شخصیت های زیادی دارد اما همانطور که اشاره کردم شخصیت پردازی آنها ناقص میماند، به جز لیان کندی که آشنایی دیرینه با او داریم و مقداری هم گریس اشکرافت، سایر شخصیت ها هیچ پیش زمینه و شخصیت پردازی درستی ندارند، برای مثال Zeno و Victor شخصیت پردازی ضعیفی دارند و سوالات زیادی را در ذهن بازیکن باقی می‌گذارند. گذشته از آنها شری برکین هم یک حضور ناکافی دارد، پیش از این شری برکین در RE 2 به عنوان یک ساید-کرکتر و در RE6 به عنوان یکی از شخصیت های اصلی حضور داشت اما در اینجا فقط نقش اینگرید هانیگن را ایفا می‌کند بدون اینکه از پتانسیل او برای کمک به لیان استفاده شود.

وقتی اولین بار با Zeno ملاقات کردم از شباهت زیاد او به Albert Wesker مطمئن شدم که او کلون وسکر یا از پروژه‌ی Wesker Children هست اما حتی یک باس فایت کوتاه هم با او نصیبمان نشد و به طرز غیر منتظره ای در انتهای بازی کشته میشود.

یکی از ضعف های اساسی این بازی عدم حضور شخصیت های محبوب فرنچایز است، با توجه به برگشت به راکون سیتی و حضور لیان کندی انتظار میرفت Ada Wong یا Claire Redfield یا حتی Jill Valentine در این بازی حضور داشته باشند همچنین برخلاف انتظار طرفداران هیچ یک از شخصیت های Outbreak هم جز Alyssa حضور ندارند! نکته ای که بعد از لو رفتن بازی به کرات در شبکه های اجتماعی به چشمم میخورد اما بعد از تجربه‌ی بازی واقعا جای خالی آنها به شدت حس میشد.

معما و تسک ها

بر خلاف انتظارها این بازی از کمبود پازل به شدت رنج می‌برد، بصورت کلی در کمپین لیان هیچ گونه معما و پیچشی وجود ندارد و در کمپین گریس هم عملا با یک مکعب ماه و خورشید و ستاره همه چیز تمام می‌شود. عمده‌ی تسک های گریس به وصل کردن برق ختم می‌شود! پیدا کردن فیوز در ابتدای بازی، اتصال برق سلول ها، بازگرداندن برق Hatch و این موضوع در تجربه‌ی دوم و سوم بیشتر به چشم میاید و نشان میدهد سازنده اهمیت زیادی به ساختار تسک های گریس نداده است.

البته برای لیان هم شرایط بهتر نیست، عملا تا رسیدن به راکون سیتی کار خاصی جز پیشروی و کشتار ندارید، در راکون سیتی هم فقط پیدا کردن بمب برای انفجار گیت تسک خاصی وجود ندارد.

گیم پلی

در رزیدنت ایول 9 دو سیستم گیم‌پلی متفاوت برای هر یک از شخصیت های بازی تعبیه شده است بطوری که انگار دو بازی متفاوت با هم ترکیب شده اند. گریس در ابتدا از یک فندک و بطری خالی استفاده می‌کند و در ادامه بازی به دو کلت دستی و چراغ قوه مجهز می‌شود، البته در یک قسمت از کمپین با سلاح لیان یعنی Requiem مبارزه می‌کند در صورتی که لیان دسترسی به سلاح های متعددی دارد. در حالت کلاسیک بازی برای ذخیره کردن از Ink Ribbon استفاده میشود و در حالت مدرن و همچنین کمپین لیان بصورت نامحدود ذخیره سازی انجام میشود.

برای گریس همانند بازی های کلاسیک یک Item Box تعبیه شده تا آیتم های اضافی را در آنجا قرار دهد و Inventory خیلی محدودی دارد که در طی پیشرفت بازی با پیدا کردن آیتم کیف کمری افزایش پیدا می‌کند، اما برای لیان یک Inventory شبیه به RE4 قرار دارد و شما را از Item Box بی نیاز می‌کند.

در گیم‌پلی گریس مکانیک Parry کردن وجود ندارد و تنها میتواند بصورت محدود از چاقو برای مقابله با زامبی ها استفاده کند یا آنها را هل بدهد اما برای لیان علاوه بر استفاده از تبر برای فینیشر امکان Parry کردن نیز وجود دارد، لیان میتواند از سلاح دشمنان هم علیه خودشان استفاده کند، همچنین بصورت محدود میتواند از اره برقی هم برای سلاخی کردن زامبی ها استفاده کند. اما همچنان تیز کردن تبر لیان در وسط باس فایت برای من توجیه منطقی ندارد.

هردو کرکتر امکان استفاده از Charm ها را دارند اما برای لیان روی سلاحش آویزان میشود، امکان ارتقا، خرید و فروش سلاح ها تنها برای لیان امکان پذیر است و از طریق کشتن دشمنان پوینت کسب میکند. برای گریس سیستمی مشابه با RE7 وجود دارد، سکه های آنتیک را در طی بازی پیدا میکنید و میتوانید چندین آیتم مشخص شده را برای ارتقای سلامتی و قدرت شلیک خریداری کنید، گرچه این سیستم فقط در قسمت ابتدای بازی وجود دارد و نبود آن در ادامه به شدت حس می‌شود.

سیستم کرفت کردن هم در این بازی وجود دارد، گریس با استفاده از ابزاری به نام Blood Collector خون مبتلایان را ذخیره می‌کند و با استفاده از ابزار دیگری به نام Hemolytic برای تزریق کردن به زامبی ها و همچنین برای ساخت مهمات و Med Injector و حتی Ink Ribbon استفاده می‌کند. البته ناگفته نماند در ابتدا چندین الگو برای کرفت کردن پیدا می‌کنید که باید روی دستگاه آنالیزور آن را فعال کنید که به شدت سیستم کسل کننده و بی معنایی است و جز ابتدای بازی هم دیگر دیده نمی‌شوند.

از نظر روان بودن گیم‌پلی اوضاع برای لیان به مراتب بهتر است، سیستمی مشابه با RE4 اما کمی سنگین تر بر القای تجربه و سن لیان اما انیمیشن ها نظیر لگد زدن بسیار بد طراحی شده است و حس خشک بودن را القا می‌کند. در RE4 و RE2 امکان تیر زدن به پای دشمنان وجود داشت اما در این بازی تاثیری روی اجرای فینیشر یا نقص عضو در آنها ایجاد نمیکند. هرچند اجرای حرکات Melee لذت بخش است اما نمیتوان برتر از RE4 دانست.

اما برای گریس اوضاع کاملا فرق می‌کند، علاوه بر کند دویدن و خمیده بودن فرم بدن او، طوری حرکت میکند که انگار کفش آهنی پوشیده است! در برخی از شرایط حساس در ابتدای بازی هم مدام زمین میخورد که در همین مقیاس هم کمی آزار دهنده است و کمی که در بازی پیشرفت می‌کنید بدون هیچ دلیلی این حالت حذف می‌شود.

بر خلاف شایعات و ادعاهای لیکرها این بازی به هیچ عنوان جهان باز یا نیمه جهان باز نیست، بر خلاف ادعای ناکانیشی و شرکت پورش به هیچ عنوان امکان رانندگی با این خودرو در سراسر بازی وجود ندارد. بصورت کلی همکاری با برند پورش و همیلتون چیزی جز یک کمپین تبلیغاتی بی ارزش نبود.

جمع بندی

Resident Evil: Requiem (رزیدنت اویل 9) بصورت کلی خوش ساخت و چشم نواز است و میتواند تجربه‌ی خوبی را برای بازیکنان جدید و کلاسیک رقم بزند، مشکلات و ضعف ها انقدری بزرگ و آزار دهنده نیستند که بتواند به ساختار کلی بازی آسیب وارد کند، ایراداتی وجود دارد اما به لطف حضور لیان و راکون سیتی به جان خریده میشود. برای من بعد از RE4 این بازی جز برترین ها قرار گرفت و امید به آینده‌ی فرنچایز را دوباره برگرداند. میتوان این بازی را یک اثر هنری ناتمام دانست! یک ویترین از خلاقیت و نوآوری که در نسخه‌ی بتای خود قرار دارند.

نکات مثبت
  • گرافیک خیره کننده
  • بهینه بودن بازی روی PC
  • صداگذاری و موسیقی
  • استیج های یونیک و جذاب
  • تنوع دشمنان
  • بیگ ماما به عنوان استاکر و باس
  • ارتباط داستانی با ریشه ها
  • بازگشت افسانه ای لیان کندی
  • پخته بودن حرکات اکشن لیان
  • خلاقیت در گیم پلی بازی
  • طراحی بصری شخصیت ها
نکات منفی
  • ضعف داستانی
  • ضعف شخصیت پردازی
  • عدم گستردگی شهر راکون و ایستگاه پلیس
  • باس فایت های ضعیف و تکراری
  • عدم استفاده از شری برکین در میدان
  • کاوشگری پائین و تکرار محیط ها
  • عدم حضور شخصیت های محبوب
  • معمای کم و ساده
  • غیر ضروری بودن پایان بد
  • کند بودن و دویدن سنگین گریس
  • مکانیک تیز کردن تبر لیان
23
Pedram
پدرام هستم، علاقمند به بازی و فیلم های ژانر وحشت، طرفدار فرنچایز "رزیدنت ایول" و یک برنامه نویس عاشقِ موسیقی! که وقتی بیکار میشه گیم میزنه!

25 نظر

  • Avatar
    محمدرضا 29 فروردین 1405

    نقد بسیار جامع و درستی بود و بعنوان مخاطب کلاسیک فرانچایز از نسخه اول تا حالا باید بگم یه جورایی نظر شخصی منو گفتین. خسته نباشید.

    • Pedram
      Pedram 30 فروردین 1405

      ممنون از توجهت محمدرضا جان

  • Avatar
    بیگ‌ علی 06 فروردین 1405
    1
    2

    ببینین کار به لیان و باحال بودن بازی و گرافیک ندارم، بازی فوق العاده کوتاه و کم ارزشه، کلا ۵ـ۶ ساعت بازیه! قد یه دل‌ال‌سی، بخصوص تیکه های لیان

    ی تیکه گریس تو رنوود که قد ۵ دقیقس همه کاتسین
    ی تیکه لیان تو خیابون ۳ دقیقه
    ی تیکه گریس تو ردزهیل ۵ دقیقه یه فیوز
    ی تیکه لیان تو رودز هیل ۵ دقیقه
    گریس ردزهیل نهایت نیم ساعت ۳ تا تسک
    لیان ردزهیل ۵ دقیقه
    گریس زیرزمین ۱۵ دقیقه ۳ تا تسک
    گریس تاسیسات ۵ دقیقه ۳ تا تسک
    لیان اسنایپر ۱۰ دقیقه
    گریس هچ ۵ دقیقه ۱ تسک
    لیان راکون سیتی نیم ساعت ۳ تا تسک
    لیان ار پی دی ۵ دقیقه
    لیان آرک ۵ دقیقه
    گریس آرک ۵ دقیقه
    تمام

    این شد بازی؟؟
    نه باس فایت خفنی داشت نه معما نه هیچی
    ریده کپکام از ۲۰۱۸ مثلا کار کرده؟؟ حتی کاتسینا کوتاهن
    همه چی رو دور تنده
    حالم بهم خورد ۲ بار بازی کردم

  • Avatar
    Saeed 04 فروردین 1405

    دوستان من یک سری سوال دارم! ممنون میشم اگر کسی بازی رو درست بازی کرده و درک کرده جواب بده: (اسپویل داره دوستان نخونید اگر بازی نکردید)

    1. بلاخره مرد کلاهدار کی بود؟ ویکتور که نبود چون خودش میمیره تو آتش سوزی. اینکه به چه نوع ویروسی مبتلا بود؟ که ویکتور کنترلش میکرد که بره آلیسا رو بکشه؟ چرا یهو قش کرد؟ اون حالت سوختگی دور دهنش شبیه به همان جسد ها از بازمانده های راکون سیتی بود. یعنی اینم بازمانده راکون سیتی بوده؟
    2. گریس مگه کلید الپیس نبود؟ پس چرا ویکتور گذاشت موجودات وحشی و زامبی ها او the girl تهدیدش کنن؟ خب اگر گریس کشته میشد چی؟؟ بعد گریس چطوری کلید الپیس بود؟ خودش هیچی نمیدونست، فقط یه کلمه Hope بود؟؟ بعد چطوری از گریس کلون میساختن وقتی خونش رو نداشتن؟ بعد وقتی ویکتور ازش خون میگرفت شیشه خون شکست چطور بعدا فایل آنالیز خونش رو پیدا میکنیم؟؟ اصلا گریس خودش واقعی بود یا ساختگی؟؟ اگر کلید الپیس فقط یه کلمه Hope بود چرا این همه کلون از گریس میساختن؟؟
    بعد زخم روی سینه ی گریس در اثر چی بود؟؟؟؟ مگه عمل جراحی کردنش؟؟ بعد گریس رو اون پلیس اول بازی گاز میگیره چرا زامبی نمیشه؟؟
    3. ویکتور چرا بازمانده های راکون سیتی رو کشته بود؟؟
    4. زینو بلاخره کی بود؟ کلون آلبرت بود؟؟؟ چطوری آخه؟
    5. ماری کجا رفته بود ؟؟ امیلی چرا کور بود؟؟
    6. علت روابط و حس the girl به امیلی چی بود؟ اصلا این موجود چطور ساخته شده بود؟ آیا آلیسا بود ؟ جسد آلیسا چی شد کلا؟

    سوال خیلی زیاد دارم. ممنون میشم یکی راهنمایی کنه

    • Avatar
      حمید 06 فروردین 1405

      1. مرد کلاهدار اجیر شده توسط ویکتور بود. ویروس T ارتقا یافته با قابلیت کنترل ذهن. قش کرد چون آلیسا بهش تیر زده بود و دیگه جون آخرش بود. اینکه بازمانده بوده یا نه مشخص نیست.
      2. اینو منم نمیدونم
      3. اینم نمیدونم
      4. آره کلون بود ولی زیاد باز نکرد که چطوری. احتمالا در آینده توضیح میده یا تو DLC
      5.ماری در اصل همون بیگ ماما هست. کور بودن امیلی بخاطر خطا در آزمایشات بود.
      6. چون دوست هم بودن. نه آلیسا نیست. جسد آلیسا هم دیگه نشون ندادن.

      • Avatar
        لیان خان 08 فروردین 1405

        گریس واقعی بود نه ساختگی، یه دختر بچه‌ی یتیم که اسپنسر به فرزند خوندگی گرفته بود و بعد از مرگش به آلیسا سپرد.
        زینو و ویکتور به اشتباه فکر میکردن که گریس کلید آزادسازی الپیس هست. در صورتی که فقط یه کلمه بود که به آلیسا گفته بود.
        کلون ها قبل گریس بودن، کلوئی و.. بعد گریس هم ویکتور بر اساس همون آزمایشات امیلی و ماری رو ساخته بعد روی ماری آزمایشات میکنن تبدیل میشه به بیگ ماما و امیلی هم کور میشه
        اون کشته شده های راکون سیتی هم با همون نفرین آمبرلا مردن نه توسط ویکتور مستقیم ولی ویکتور از طریق خون اونها که ویروس تی رو داشت میخواست ویروس جدید رو توسعه بده

  • Avatar
    سارا 26 اسفند 1404
    1
    2

    بازیش اصلا خوب نبود، میتونستن این بازی رو بزارن برای لیان و کلر با ایدا، 8 هم کریس و جیل، 7 برای جیل و کلر و رولیشنز 3 بیلی و ربکا رولیشنز 4 جیک و شری و یه اویل دیگه هم بری و خانوادش، فقط یه مشت شخصیت بنجول جدید به اسم ایتن میا رزماری و گریس خلق میکنن با داستانهای دری وری، داستان لیان خیلی بی معنی بود، بازگشت راکون هم بی معنی بود، حضور لیان کلیشه ای از ریمیک 4 بود و بازی فوق اکشن بود، گریس هم بدرد نخور بود و باس هم نداشت بکشه، خیلی بازی بدی بود، 7 ساعت بود چجوری گفتن 17 ساعته ، این همه الکی تبلیق کردن، حق جیل بود در این بازی باشه ولی با خلق شخصیت بیخودی مثل گریس و اوردن الکی و کلیشه ای لیان، حق جیل و کلرو خوردن

    • Avatar
      سارا 26 اسفند 1404

      حضور لیان هم دقیقا تو این بازی کپی از 4 ریمیک بود، جیل باید تو این بازی میبود که 17 ساله نیست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *