بازی Resident Evil Requiem (رزیدنت اویل 9) نهمین قسمت اصلی از فرنچایز محبوب رزیدنت اویل است که در تاریخ 27 فوریه 2026 (8 اسفند) منتشر شد. در این مقاله قصد داریم داستان بازی را بهصورت کامل شرح کنیم و ارتباط آن را با نسخههای گذشته و زمینهسازیهای احتمالی برای آینده مجموعه بررسی کنیم.

⚠️ هشدار اسپویلر: این مقاله شامل جزئیات کلیدی داستان، پایانبندیها و سرنوشت Leon S. Kennedy است. اگر قصد دارید بازی را بدون اطلاع قبلی تجربه کنید، ادامه مطلب را مطالعه نکنید.
داستان آلیسا و گریس اشکرافت
آلیسا و گریس / هتل رنوود 2018
Alyssa Ashcroft (یکی از شخصیتهای بازی Resident Evil Outbreak) پس از فرار از فاجعهی شهر راکون، هرگز آن اتفاقات را فراموش نکرد. او سالها بهعنوان خبرنگار تحقیقاتی تلاش کرد تا حقیقت پشت شیوع ویروس T و نابودی شهر را افشا کند. در سال 2018 او به همراه دخترش Grace Ashcroft به ناچار در هتلی به نام Wrenwood اقامت دارد. گریس در جمعآوری اطلاعات به مادرش کمک میکند. اما اقامت آنها در این هتل، نقطه آغاز فاجعهای تازه است.

فردی ناشناس در پی دسترسی به اطلاعات آلیسا هست و مدتی است که او را تعقیب میکند، زمانی که آلیسا حضور او را احساس میکند به اتفاق گریس از اتاق خارج میشوند و در لابی با مدیر هتل روبرو میشوند اما او توسط مرد کلاهدار به قتل میرسد، آلیسا به او شلیک میکند و سپس اسناد مهم خود را پشت یک تابلو مخفی میکند و تصمیم میگیرد هتل خارج شوند، اما آلیسا پیش از فرار توسط مرد کلاهدار به ضرب چاقو به قتل میرسد، ضارب بلافاصله از هوش رفته و در آتشسوزی هتل گرفتار میشود. (مرد کلاهدار توسط دکتر ویکتور گیدئون برای قتل آلیسا فرستاده شده بود)
گریس / رودز هیل 2026
هشت سال بعد، در سال 2026، گریس بهعنوان تحلیلگر اطلاعات در FBI فعالیت میکند. با وقوع قتلهای مشکوک مرتبط با هتل رنوود، سرپرست او Nathan مأموریت بررسی مجدد صحنه جرم را به او واگذار میکند. بازگشت به این مکان برای گریس صرفاً یک مأموریت حرفهای نیست؛ او باید با تروما، ترس و خاطرات مرگ مادرش روبهرو شود. در هتل گریس متوجه شرایط مشکوکی میشود که از او میخواهد به اتاق 201، اتاقی که در گذشته به مادرش اقامت داشتند برود، وقتی به آنجا میرسد روی تخت تصاویری از خودش و آلیسا پیدا میکند و متوجه میشود که برای مدت زیادی تحت تعقیب بودهاند، در همان لحظه موبایل مشکوکی در بین تصاویر وجود دارد و گریس میفهمد که در این هتل تنها نیست و همچنین به خاطر میآورد که مادرش در گذشته اسنادی را پشت تابلو پنهان کرده بود، او اسناد را پیدا میکند، اما با Victor Gideon روبرو شده و ویکتور ادعا میکند که گریس فردی خاص است و سال هاست که در انتظار او بوده است، سپس گریس توسط او ربوده و به مرکز مراقبتهای Rhodes Hill منتقل میشود.

لیان و گریس / رنوود 2026
همزمان با این وقایع، در پی قتلهای زنجیرهای در اطراف شهر رنوود، Leon S. Kennedy مأمور ویژه DSO برای بررسی پرونده وارد عمل میشود. تحقیقات او نشان میدهد قربانیان همگی از بازماندگان شهر راکون بودهاند، پنج شهروند عادی و شهردار سابق شهر راکون، الگوی قتلها نشان میدهد این افراد بهطور هدفمند حذف شدهاند. Sherry Birkin بهعنوان دستیار عملیاتی، اطلاعات را در اختیار لیان قرار میدهد. او گزارش میدهد یک مأمور پلیس نزدیک هتل نیز ناپدید شده و نام ویکتور گیدئون در پسزمینه تحقیقات دیده میشود.

لیان به هتل میرود و در نزدیکی آن با گیدئون روبهرو میشود؛ گیدئون گریس بیهوش را بر دوش دارد و با سلاحی خاص افراد اطراف را آلوده میکند. لیان او را تعقیب میکند، اما در هرجومرج ناشی از شیوع و درگیری با زامبیها، رد او را گم میکند. تحقیقات بعدی شری نشان میدهد گیدئون پس از سقوط آمبرلا ساختمانی خریداری کرده که محل آزمایشهای مشکوک است. لیان به آنجا نفوذ میکند. در این مرکز نیز ویروس شیوع پیدا میکند.

Leon به مرکز مراقبت ها میرسد ولی زمانی نمیگذرد که خود را در حال مبارزه با گونه ای جدیدی از زامبی ها میبیند. Grace پس از بهوش آمدن خود را وارونه روی یک تخت در حالی که خون از بدنش گرفته میشود پیدا میکند، او در ادامه با موجودی عظیمالجثه به نام The Girl مواجه میشود و باید برای بقا از دست او فرار کند. در این مرکز، او با دکتر گیدئون مجددا روبهرو میشود. گیدئون درباره پروژهای به نام Elpis صحبت میکند و به گریس میگوید آزادسازی آن به او وابسته است. زمانی که گریس متوجه اهداف واقعی و خطرناک او میشود، تلاش میکند فرار کند اما متوجه میشود در یک عمارت بزرگ گرفتار شده است.
لیان و گریس / رودز هیل 2026
در نهایت، لیان با گریس روبهرو میشود؛ لحظهای که The Girl در حال حمله به اوست. لیان این موجود را از بین میبرد، گریس را نجات میدهد و سلاح اختصاصی خود، Requiem را به او میدهد تا از خود دفاع کند.
در ادامه گریس با دختر بچه ای به نام Emily روبرو میشود که در یک محفظهی شیشه ای نگهداری میشود، دختری نابینا که کتاب داستان میخواند و گریس برای بدست آوردن یکی از کلیدها که نیاز به خواندن خط بریل بود از امیلی کمک میگیرد ولی The Girl که حالا مجددا زنده شده او را میبرد. امیلی در اصل یکی از کلون های ناموفق گریس است که توسط Connection برای رها سازی Elpis ساخته شده است.

گریس امیلی را در یک سلول در زیرزمین پیدا می کند اما متوجه میشود The Girl حس دوستانه ای به امیلی دارد چون The Girl در اصل یک نمونه مشابه از کلون های گریس هست که طی آزمایشات تبدیل شده است (نام واقعی او Marie است). گریس تصمیم میگیرد او را با خود ببرد و در ادامه با هری (خلبان هلکوپتر شخصی ویکتور) روبرو میشود، گریس با او توافق میکند در ازای پیدا کردن کلید هلکوپتر آنها را از این بیمارستان دیوانه وار نجات دهد، گریس کلید را پیدا میکند و هری هلکوپتر را به پرواز در میآورد اما زامبی ها مانع فرار آنها میشوند و هلکوپتر آنها سقوط میکند، هری در این حادثه جان خود را از دست میدهد و امیلی نیز زخمی میشود.

لیان به آنها کمک میکند تا از حملات زامبی ها نجات پیدا کنند ولی در نهایت امیلی میمیرد و تبدیل به هیولا میشود، لیان به او شلیک میکند اما گریس مانع او میشود اما لیان به کشتن او ادامه میدهد. گریس از لیان عصبانی میشود چون امیلی تنها انگیزهی گریس برای فرار از این مرکز بود و میخواست که از او مراقبت کند و اسلحه Requiem را به لیان پس میدهد و آنجا را ترک میکند. گریس با ویکتور ملاقات میکند و سپس با Zeno (شخصیتی که مشخص میشود یک کلون از Albert Wesker است) روبرو میشود و هر سه با هلکوپتر به شهر Raccoon میروند. (شهر راکون و رنوود در همسایگی هم هستند)
لیان / R.P.D
آثار و علائم نفرین آمبرلا در لیان گسترش پیدا میکند اما تصمیم میگیرد برای نجات گریس به راکون سیتی برود و با ترومای گذشتهی خود روبرو شود. شری متوجه میشود که ویکتور و زینو به R.P.D رفتند برای همین لیان هم به آنجا فرستاده میشود و در حین گفتگوی زینو با گریس متوجه میشود که امیلی ساختهی آمبرلا هست و گریس هم دختر واقعی آلیسا نیست، زینو به گریس می گوید که کلید آزادسازی الپیس است و به همراه او به نوانخانهی راکون سیتی میروند.

لیان / گریس ARK
لیان هم به سمت نوانخانه به ARK میرود، محلی که در اصل آزمایشگاه مخفی Umbrella در زیر آن قرار دارد که تمامی مخلوقات و هیولاها در آنجا مورد آزمایش و تولید قرار گرفته بود. گریس در ARK فیلمی که از اسناد آلیسا بدست آورده را میبیند و متوجه میشود که او دختر خواندهی اسپنسر است و به آلیسا واگذار شده است و کلید آزادسازی الپیس را به او می دهد. بر خلاف تصور زینو، الپیس ویروس جدید و قدرتمند نیست بلکه نابود کننده ی تمامی ویرویس های قبلی است.
اسپنسر پیشبینی کرده بود که پس از مرگش، سازمانها و گروههای مختلف برای تصاحب تحقیقات، طراحیها و میراث علمی او با یکدیگر رقابت خواهند کرد. اما آنچه بیش از هر چیز از آن متنفر بود، استفاده دیگران از دستاوردهای خودش برای منافع شخصی بود. بنابراین پیش از مرگ، طرحی را تنظیم کرد تا تمام آنچه ساخته بود — تمام پروژههای مرتبط با آمبرلا — در نهایت از بین بروند. این تصمیم نه از سر ندامت، بلکه از مالکیتطلبی افراطی و کینه شخصی او نشأت میگیرد. او ترجیح میدهد همهچیز نابود شود تا اینکه دیگران از آن بهرهبرداری کنند.

در فلشبکها مشخص میشود که اسپنسر، زمانی که پایان عمرش را نزدیک میبیند، با Alyssa Ashcroft توافق میکند تا مصاحبهای انجام دهد. پس از این تعامل، او Grace Ashcroft را عملاً به آلیسا میسپارد و گریس هیچ ارتباط خونی با آلیسا ندارد. سرپرستی او نتیجه تصمیم مستقیم اسپنسر است و آلیسا از ماهیت خودخواهانه و تاریک نقشه اسپنسر آگاه بود، با این حال، به دلیل اینکه نتیجه نهایی نابودی کامل میراث آمبرلا میشد، با این طرح موافقت کرد. آلیسا دیدگاه و انگیزههای مستقلی بهعنوان مادر گریس دارد و صرفاً ابزار نقشه اسپنسر نیست.


در پایان بازی در پی تشدید علائم Leon و عدم توانایی به ادامه، Grace تصمیم میگیرد تا Elpis را آزاد کند و سپس یک دوز از آن را به لیان تزریق میکند که باعث درمان علائم و جوانسازی او میشود. Zeno توسط ویکتور کشته میشود و خود او توسط لیان شکست داده میشود. لیان گریس در ARK محبوس شده و هیچ راه فراری پیدا نمیکنند اما در لحظهی آخر تیم اسکواد از سوی کریس ردفیلد برای نجات آنها آمده و از آنجا خارج میشوند. در انتهای بازی متوجه میشویم که امیلی با استفاده از Elpis نجات پیدا کرده و حالا همراه با گریس زندگی میکند.
پایان های بازی
Resident Evil Requiem دو پایان دارد که به انتخاب شما بستگی دارد – یکی پایان “خوب” (کانن، رسمی Capcom) و یکی پایان “بد” (غیرکانن).
پایان خوب
در این مسیر، درمانی با نام Elpis منتشر میشود و در نتیجه هر دو شخصیت اصلی — گریس و Leon S. Kennedy — زنده میمانند. نکته مهم اینجاست که درمان عفونت باعث میشود لیان جوانتر شود (De-ageing)، مشابه اتفاقی که پیشتر برای Jill Valentine رخ داده بود. در این پایان، ویکتور گیدئون زنو را میکشد و مانع از قتل لیان میشود.
- Elpis آزاد میشود
- Grace و Leon هر دو زنده میمانند
- عفونت Leon درمان میشود
- Victor Gideon در لحظه آخر ظاهر میشود و Zeno رو میکشد و Leon را نجات میدهد
پایان بد
در این سناریو، Elpis نابود میشود و لیان جان خود را از دست میدهد. در این مسیر، گیدئون در صحنه نهایی حضور ندارد و زنو به سر لیان شلیک میکند. با این حال، زنو نیز در پی فروپاشی سکویی که روی آن ایستادهاند کشته میشود. بصورت غیر رسمی مشخص میشود که این پایان مسیر رسمی داستانی نیست؛ بنابراین مرگ لیان در این نسخه Canon محسوب نمیشود و راه بازگشت او در آینده باز خواهد ماند.
- Elpis نابود میشود
- Leon میمیرد! Zeno به سر او شلیک میکند و پلتفرم فرو میریزد و هر دو سقوط میکنند
- Victor Gideon اصلاً ظاهر نمیشود
- Grace زنده میماند و تنها فرار میکند
جمع بندی
Requiem با بازگرداندن خطوط داستانی کلاسیک و رجوع به شخصیت هایی نظیر اسپنسر، معرفی کلون جدید وسکر عملاً ساختار قدرت پشتپرده این جهان را دوباره فعال میکند. پایان Canon نیز نهتنها لیان را حفظ میکند، بلکه او را برای حضور احتمالی در نسخههای بعدی در موقعیتی تازه قرار میدهد. برای درک بهتر داستان پیشنهاد میشود گزارش گریس اشکرافت را مطالعه کنید.


3 نظر