طرفداران بازیهای ترسناک در حال تجربه دورهای طلایی و تازه هستند. پس از رویکرد موفق کپکام برای بازگرداندن مجموعه Resident Evil به ریشههای خود، که با احیای این برند از طریق بازسازی عناوین قدیمی و عرضه نسخههای جدید همراه بود، کونامی نیز تصمیم گرفته مسیر مشابهی را برای مجموعه پرچمدار وحشت خود، یعنی Silent Hill، دنبال کند. بخش قابلتوجهی از این احیا را میتوان حاصل حضور موتوی اوکاموتو دانست؛ تهیهکنندهای که در سال ۲۰۱۹ به کونامی پیوست تا در راهاندازی دوباره و مدیریت دوران جدید Silent Hill نقش داشته باشد.
پس از موفقیت تجاری و انتقادی Silent Hill 2 Remake و Silent Hill f، این مجموعه بیش از هر زمان دیگری مورد توجه قرار گرفته و سودآوری بیشتری برای کونامی داشته است؛ دو بازی در مجموع بیش از ۸ میلیون نسخه فروختهاند. اکنون نوبت به Silent Hill: Townfall رسیده تا مسیر جدید این مجموعه را ادامه دهد.

داستان
Silent Hill: Townfall با صحنهای آغاز میشود که سایمون اوردل، شخصیت اصلی بازی، از آب بیرون میآید و خود را به اسکلههای خالی و مهآلود جزیره اسکاتلندی St. Amelia میرساند. او پس از به هوش آمدن متوجه میشود یک سرم به بدنش متصل است و زمانی که تلاش میکند آن را جدا کند، موجی ناگهانی و شدید از درد سراسر بدنش را فرا میگیرد.
سایمون پس از ورود به شهر، خیلی زود با نشانههای یک فاجعه گسترده مواجه میشود. میدان مرکزی شهر مملو از پوسترهای اعتراضی، تصاویر افراد مفقود و درخواستهایی برای اجرای عدالت است. کمی بعد، او وارد هتلی در نزدیکی شهر میشود و یک تلویزیون CRT دستی پیدا میکند. صدای زنی از داخل تلویزیون به او میگوید که «کار بسیار مهمی» برای انجام دادن دارد.
این پیام، سایمون را وارد مسیری میکند که هدف آن کشف حقیقت درباره اتفاقی است که برای خودش و شهر St. Amelia رخ داده است. در طول مسیر، او با زویی، یک پرستار، و ریچارد ملاقات میکند؛ دو شخصیتی که ارتباط نزدیکی با سایمون، شهر و فاجعه رخداده دارند. داستان بازی حول معمای این فاجعه و نقش سایمون در وقوع آن شکل میگیرد.
بدون ورود به جزئیات داستانی و اسپویل، Townfall روایتی بهموقع، خوشریتم و پخته ارائه میدهد که به موضوعاتی مانند احساس گناه، طمع شرکتها و پاسخگویی میپردازد. با پیشروی داستانی پیچیده و حسابشده، سایمون مجبور میشود با وحشتهایی که در ذهن خودش پنهان شدهاند روبهرو شود و در عین حال، پیامدهای اعمالش و نقشی را که در این فاجعه داشته بپذیرد.

در مجموع یکی از نقاط قوت اصلی Townfall، فیلمنامهی هوشمندانه و پرمعنای آن است. کارگردان بازی با پرداختن به موضوعاتی مانند فروپاشی خدمات درمانی، تبعات خصوصیسازی و بیاعتمادی مردم به نهادها، حالوهوای اجتماعی خاصی به داستان بخشیده که تا امروز در این فرنچایز کمتر دیده شده بود. ساختار روایت غیرخطی و اجتناب از توضیح مستقیم مسائل باعث میشود بازیکن تا پایان داستان درگیر حدس و گمان دربارهی رابطهی میان شخصیتها بماند.
گیمپلی و مکانیکها
مهمترین تغییر Townfall نسبت به نسخههای پیشین، نحوه تجربه بازی است. برخلاف نمای سومشخص معمول مجموعه، استودیوی Screen Burn Interactive تصمیم گرفته بازی را از زاویه دید اولشخص بسازد؛ رویکردی که پیشتر نمونههایی از آن را در Silent Hill 4 و بازی انحصاری The Short Message روی PS5 دیده بودیم. این تغییر زاویه دید، تجربه بازی را شخصیتر کرده و بازیکن را بیش از پیش در تجربه سایمون قرار میدهد.
در کنار آن، بازی تأکید بسیار بیشتری بر مخفیکاری نسبت به نسخههای قبلی دارد. دشمنان خطرناکتر و تهاجمیتر هستند و همین موضوع بازیکن را تشویق میکند تا تا جای ممکن از درگیری مستقیم دوری کند و در موقعیتهای مختلف مخفی شود. این رویکرد همچنین باعث میشود مدیریت منابع اهمیت بیشتری پیدا کند و بازیکن سلاحها و آیتمهای درمانی خود را برای زمانی نگه دارد که واقعاً به آنها نیاز دارد.

تلویزیون CRT که سایمون در ابتدای بازی پیدا میکند، نقشی مشابه ردیاب حرکتی در Alien: Isolation و ابزار آنالوگ C.A.T. در Routine دارد. مکانیک ذخیره بازی با استفاده از تلفن نیز از همین رویکرد بهره میبرد. بازیکن میتواند با تنظیم تلویزیون روی فرکانسهای مشخص، حضور دشمنان را تشخیص داده و حتی موقعیت آنها را از پشت موانعی مانند دیوارها مشخص کند. این قابلیت نقش مهمی در مسیریابی و طراحی استراتژی برای دور ماندن از دشمنان دارد.
از سوی دیگر، ذخیره بازی از طریق تلفنهای عمومی و تلفنهای ثابت آنالوگ که در نقاط مختلف شهر قرار گرفتهاند انجام میشود. بازیکن همچنین میتواند با شمارههای مختلفی که در محیط پیدا میکند تماس بگیرد و اطلاعات بیشتری درباره شهر و ساکنان آن به دست آورد. هر دو مکانیک، بر استفاده بازی از عناصر طبیعی و ملموس دنیای واقعی تأکید دارند و به فضای آنالوگ و واقعگرایانه Townfall کمک میکنند.
برخی از توالیهای اختفا، بهویژه مواجهه با یک هیولای تازه در یک کلبهی کوچک چهار اتاقه، از لحظات بهیادماندنی و پراضطراب بازیهای ترسناک سالهای اخیر محسوب میشوند.
مبارزات و معماها
مواجهه با دشمنان در Townfall هم ترسناک است و هم تنش زیادی ایجاد میکند. تنوع دشمنان چندان زیاد نیست، اما موجوداتی که در بازی حضور دارند، بهاندازه کافی خطرناک هستند. در بسیاری از برخوردها، واکنش طبیعی بازیکن چیزی جز ترس و غافلگیری نیست؛ بهخصوص زمانی که دشمن ناگهان ظاهر میشود.
دشمنان معمولاً شنوایی بسیار خوبی دارند و میتوانند صداهایی مانند استفاده از سلاح، قدمها در فاصله نزدیک، بسته شدن درها و حتی صدای محکم بسته شدن کرکرهها هنگام مخفی شدن را تشخیص دهند. در نتیجه، مخفیکاری و اجتناب از درگیری اهمیت زیادی پیدا میکند. بخش قابلتوجهی از بازی را میتوان در حالت مخفیکاری سپری کرد؛ از منتظر ماندن داخل کمد گرفته تا پنهان شدن و صبر کردن تا دشمن از منطقه دور شود.

سایمون در طول بازی به انواع سلاحهای سرد و گرم دسترسی پیدا میکند. سلاحهای سرد برای درگیریهای نزدیک کاربرد دارند و حتی میتوان با آنها حملات دشمن را دفع کرد، اما پس از استفاده طولانیمدت میشکنند. استفاده از سلاح گرم نیز ریسک خودش را دارد؛ چرا که صدای شلیک میتواند دشمنان را به سمت بازیکن بکشاند و مهمات نیز محدود هستند.
کنترلها پاسخگو هستند، اما برای حمله باید زمانبندی دقیقی داشته باشید؛ چرا که دشمنان پس از شناسایی بازیکن، برد حمله قابلتوجهی دارند. اکتشاف محیط و داستانگویی محیطی نیز نقش مهمی در Townfall ایفا میکنند. معماهای بازی با دقت طراحی شدهاند و ارتباط نزدیکی با موقعیتهای واقعی دارند. برای حل آنها باید به محیط اطراف توجه کنید و سرنخها را از میان اسناد و عناصر محیطی پیدا کنید.
اگرچه در بازی چندین قفل ترکیبی وجود دارد، پیدا کردن جواب آنها صرفاً به پیدا کردن یک یادداشت حاوی کد محدود نمیشود. سرنخها معمولاً با اطلاعات داستانی و جزئیات مربوط به دنیای بازی غنی شدهاند و این اطلاعات از طریق ایمیلها، پوسترها، یادداشتهای اداری، عکسها و موارد مشابه ارائه میشوند. با اینکه بازی در اولین تجربه روی تنظیمات پیشفرض انجام شد، یعنی درجه سختی مبارزات روی Normal و معماها روی حالت Hints Enabled قرار داشت، Townfall همچنان چالشبرانگیز بود و در بسیاری از لحظات حسی شبیه تجربه بازی روی درجه سختی Hard داشت.

با این حال طراحی پازلها یکی دیگر از نقاط درخشان Townfall است. معماهای بازی بهجای پیچیدگی بیمورد، بازیکن را وادار به دقت و تحلیل میکنند و اغلب راهحل در جایی مقابل چشم بازیکن قرار دارد، اما کشف آن نیازمند دقت است. یکی از این پازلها که ترکیبی از گروههای خونی، حروف اول اسامی و یک مکانیزم چرخشی است، از جمله چالشبرانگیزترین بخشهای بازی بهشمار میرود.
مرگ نسبتاً آسان است و همین موضوع باعث میشود بازیکن رویکردی محتاطانه در پیش بگیرد و هر زمان که امکانش را دارد بازی را ذخیره کند. حتی پس از شکست دادن چند دشمن نیز ذخیره کردن اهمیت پیدا میکند تا منابع و آیتمهای درمانی حفظ شوند. این تجربه واقعاً حس یک Survival Horror را منتقل میکند.
گرافیک و صدا
Silent Hill: Townfall از نظر فنی نیز عملکرد قابلتوجهی دارد و در زمینه کیفیت بصری، کارگردانی هنری و طراحی صدا، تجربهای چشمگیر ارائه میدهد. شهر ساحلی St. Amelia از نظر معماری تنوع مناسبی دارد؛ چه در محیطهای داخلی و چه در فضای بیرونی. مناطق در حال ساخت و تجهیزات موجود در آنها، حالوهوایی خشن با معماری بتنگرایانه و Brutalist ایجاد میکنند.
از سوی دیگر، دنیای Otherworld با نورپردازی قرمز و لولههای متعدد، برداشتی تازه از یکی از عناصر آشنای مجموعه ارائه میدهد. اگرچه مدل شخصیتها و محیطها از نظر جزئیات و ظرافت به سطح Silent Hill 2 Remake و Silent Hill f نمیرسند، اما همچنان کیفیت بسیار خوبی دارند و سبک بصری منحصربهفردی ایجاد میکنند که Townfall را از سایر نسخههای مجموعه متمایز میسازد.

موسیقی بازی توسط Pilotpriest (Anthony Scott Burns) ساخته شده و فضای مناسبی را ایجاد میکند. موسیقی در لحظات آرام، فضایی غمگین و منزوی به وجود میآورد و در صحنههای تهاجمیتر، تنش را افزایش میدهد. بخشهای مخفیکاری، جایی که باید بیصدا از کنار موجودات انساننمای لزج و نالهکننده عبور کنید، با موسیقی سنگین و بیامانی همراه هستند که فشار روانی قابلتوجهی ایجاد میکند.
اگرچه هیچکس نمیتواند جای Akira Yamaoka را بگیرد، اما در این بازی واقعاً جای خالی او احساس نمیشود؛ چرا که موسیقی Townfall بهاندازه کافی تأثیرگذار است و یکی دیگر از راههایی محسوب میشود که بازی هویت مستقل خود را پیدا میکند. صداپیشگی بازی نیز در سطح بسیار خوبی قرار دارد. Terry O’Quinn در نقش ریچارد عملکرد برجستهای دارد و Jovan Adepo در نقش سایمون و Kezia Burrows در نقش زویی نیز اجراهایی طبیعی و باورپذیر ارائه میدهند که به کیفیت کلی بازی کمک میکنند.
عملکرد فنی و نقاط ضعف
تجربه کلی از نظر فنی عمدتاً بدون مشکل بود، اما بازی چند بار بهصورت تصادفی کرش کرد و دلیل مشخصی برای آن پیدا نشد. بازی در زمان انجام این نقد بهصورت آفلاین تجربه شد و این احتمال وجود دارد که سازندگان همچنان در حال برطرف کردن برخی مشکلات زمان عرضه باشند.
در مقابل، زمان بارگذاری بسیار سریع است و نرخ فریم نیز در طول تجربه روی PS5 عمدتاً پایدار باقی ماند. برخی از بخشهای مربوط به کنترل حرکتی نیز آنطور که انتظار میرفت عملکرد خوبی ندارند؛ بهخصوص تنظیمات پیشرفته CRTV که در بخشهای پایانی بازی مورد استفاده قرار میگیرد. این بخشها گاهی دقت کافی ندارند و میتوانند آزاردهنده باشند. حتی تا نزدیک پایان بازی طول کشید تا بتوان کنترل آنها را بهخوبی یاد گرفت. اگرچه ساختار بازی تا حدی خطی است، اما Townfall بازیکن را به تجربه چندباره تشویق میکند؛ چرا که پایانهای مختلفی برای بازی در نظر گرفته شده است.

افت کیفیت در ساعات پایانی
با وجود تمام نقاط قوت، Townfall در بخش پایانی داستان کمی افت میکند. روایت در انتها بیش از حد توضیحمحور میشود و برخی از رازهای جذاب بازی بهطور مستقیم فاش میشوند که از حس رمزآلود آن میکاهد. همچنین تنوع دشمنان محدود است و در ساعات پایانی، مواجهه با هیولاهای تکراری جذابیت خود را از دست میدهد. یکی از مراحل زیرزمینی بازی نیز بهدلیل طراحی ضعیف و تنها پازل ناموفق بازی، به یکی از ضعیفترین بخشهای تجربه تبدیل شده است.
جمعبندی
Silent Hill: Townfall داستانی منحصربهفرد و جذاب ارائه میدهد که تأثیر قابلتوجهی روی تجربه کلی بازی میگذارد؛ هرچند همچنان احتمالاً سومین عنوان موردعلاقه از میان سه بازی اخیر این مجموعه خواهد بود. روایت پخته و بهروز بازی و موضوعات قابلتأمل آن، Townfall را از نسخههای قبلی متمایز میکنند. در کنار آن، معماهای چالشبرانگیز، مبارزات پرتنش و رویکرد سازندهای که احترام قابلتوجهی برای بازیکن قائل است، در نهایت تجربهای هوشمندانه و رضایتبخش ایجاد میکنند.
تجربه کامل بازی حدود ۲۲.۵ ساعت زمان میبرد که برای یک بازی تکنفره مدتزمان قابلتوجهی محسوب میشود. البته تجربه هر بازیکن میتواند بر اساس انتظارات و میزان آشنایی او با مجموعه متفاوت باشد، اما Townfall در مجموع یک عضو باکیفیت برای این مجموعه است که توانسته حالوهوای بازیهای کلاسیک را حفظ کند و در عین حال هویت و سبک خودش را نیز به آن اضافه کند.
کونامی همچنان در حال گسترش دامنه و جذابیت مجموعه پرچمدار وحشت خود است، بدون اینکه عناصری را که در ابتدا Silent Hill را به چنین مجموعه قدرتمندی تبدیل کردند کنار بگذارد. به همین دلیل، شاید اکنون یکی از بهترین زمانها برای طرفداران ژانر Survival Horror باشد.















دیدگاهها
نظر تو چیه؟
دیدگاهت رو با بقیه گیمرها به اشتراک بذار؛ گفتوگو از همینجا شروع میشه.
هنوز دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.