بازی Fatal Frame 2: Crimson Butterfly پس از گذشت دو دهه از نسخهی اصلی بلاخره در 12 مارس توسط Koei Tecmo Games منتشر شد.
داستان بازی
داستان بازی دربارهی دو خواهر دوقلو، Mio و Mayu Amakura است که هنگام بازدید از درهای جنگلی در منطقهی Minakami، با پروانهای قرمز رنگ روبهرو میشوند. مایو به دنبال پروانه میرود و میو نیز به تعقیب او میپردازد؛ تا اینکه هر دو در دهکدهای نفرینشده گرفتار میشوند — روستایی پر از ارواح که بهخاطر یک مراسم ناموفق نفرین شده و آنها مجبور به اجرای دوباره آن هستند.

میو در جستوجوی راه فرار، دوربین افسانهای Camera Obscura را پیدا میکند و با آن ارواح سرگردان را دفع کرده و حقیقت تلخ آیین Crimson Sacrifice را آشکار میسازد. همزمان، مایو تحت نفوذ روح یکی از دوقلوهای قربانیشده قرار میگیرد و کمکم خود را بخشی از آن آیین میبیند. در پایان، میو مجبور میشود میان نجاتدادن خواهرش یا تکرار آیین مرگبار برای آرامکردن دهکده تصمیم بگیرد.
گیمپلی و مکانیک ها
بازی Fatal Frame 2 Remake از لحاظ گیمپلی دستخوش تغییرات زیادی نسبت به نسخه کلاسیک خود شده است، یکی از بزرگترین تغییرات تغییر زاویهی دوربین از حالت کلاسیک (ثابت) به دوربین سوم شخص (پشت شانه) است و همچنین بهبود های خوبی از لحاظ سیستم مبارزات و دوربین Obscura داشته است. بازی از نظر کنترل کرکتر کاملا نرم و بدون مشکل است اما شاید در برخی مواقع بخصوص هنگام فرار کمی از کند بودن Mio کلافه شوید. سیستم جا خالی دادن یا اصطلاحا Dodge کردن بسیار ضعیف و بلا استفاده است، طوری که زدن یا نزدن آن تفاوتی برای شما ایجاد نمیکند.

سیستم مبارزه این بازی همانند نسخه کلاسیک آن با استفاده از Camera Obscura انجام میشود و از چندین نوع فیلم با رنگ های مختلف برای میزان ضربه و تاثیر گذاری روی دشمنان بهره میبرد. همچنین چندین فیلتر هم برای مکانیک های مختلف بازی وجود دارد، فیلتر Standard که برای مبارزات استفاده میشود، فیلتر Exposure برای پیدا کردن آیتم ها و لوکیشن های مخفی و همچنین فیلتر Radiant برای باز کردن درب های قفلی که توسط نیروی شیطانی با خون قفل شده اند و در آخر فیلتر Paraceptual که برای پیدا کردن مسیر ها و ارواح مخفی نیز استفاده میشود. این دوربین از طریق پیدا کردن آیتمی به نام Prayer Beads قابل ارتقا است.

برای بهبود کیفیت مبارزات و همچنین میزان سلامتی Mio هم میتوان با استفاده از پوینت هایی که در طی بازی کسب میکنید Charm بخرید یا از چارم هایی که در مسیر بازی پیدا میکنید استفاده کنید. بازی دارای سه درجه سختی Normal, Story و Battle هست و درجه سختی Nightmare هم بعد از اتمام بازی آزاد خواهد شد. همچنین از نظر مدت زمان چیزی حدود 5 الی 6 ساعت زمان لازم خواهید داشت تا بازی را به اتمام برسانید. متاسفانه کوتاه بودن گیمپلی یکی دیگر از مشکلات این بازی محسوب میشود، انتظار میرفت که مراحل و استیج ها توسعه پیدا کنند تا مدت زمان بیشتری را در این دهکده سپری کنید. البته ناگفته نماند که بازی دارای Side Story های زیادی هست که میتوانید در کنار خط اصلی داستان آنها را نیز دنبال کنید.

یکی از مکانیک هایی که در نسخه کلاسیک به دلیل محدودیت ها حذف شده بود در این بازسازی اضافه شده است، شما قابلیت این را دارید که در هر زمان از بازی دست مایو را بگیرید و با همدیگر جلو بروید، این کار علاوه بر افزایش بار احساسی بازی باعث افزایش Stamina و Health شما میشود.
دشمنان و باس فایت ها
درست است که این بازی یک بازسازی وفادار به نسخهی کلاسیک خود است و به خوبی هم توانسته تا دشمنان و باس ها را به خوبی بازآفرینی کند اما سازنده میتوانست در برخی از باس فایت ها تنوع و چالش ایجاد کند تا از یکنواختی جلوگیری شود، تقریبا کل بازی در یک مسیر خطی جلو میرود، مایو غیب میشود، کلید پیدا میکنید، با دوربین با دشمنان مبارزه میکنید! حتی طراحی بعضی از باس فایت ها هم تکراری است، روح هایی با ظاهر تکراری و بعضا بدون هوش مصنوعی خاص که به راحتی میتوان آنها را دور زد.

از طرفی دیگر برخی از باس فایت ها در حالت نرمال به گونه ای طراحی شده است که سخت تر از چیزی که باید عمل میکنند و شما چاره ای جز آزمون و خطا ندارید تا بلاخره آن بخش را رد کنید. برخی از باس فایت ها نسبت به نسخه کلاسیک طراحی بهتری دارند اما تکرار نحوهی مبارزه بدون نوآوری باعث خستگی بازیکن میشود. برخی از باس فایت ها مانند زنی که سقوط میکند یا باس فایت عروسک ها واقعا شما را درگیر خواهد کرد و به نحوی ترس را به خوبی القا میکند.
گرافیک و تکنیکال
این بازی از نظر باگ و تکنیکال تقریبا به خوبی عمل کرده است و مشکل خاصی در طول بازی دیده نمیشود جز یکی دو باگ خیلی کوچک مانند بروز نشدن تسک ها و لودینگ های طولانی مدت که شاید مورد آپدیت نشدن تسک ها برای برخی از بازیکن ها آزار دهنده باشد. از نظر گرافیک کاملا اوضاع متفاوت است، در سال 2026 با نسل جدید گرافیکها، روی کنسول PS5 چنین کیفیتی قابل قبول نیست، بازی از نظر تکسچرها، المان های واقع گرایانه، نورپردازی، انیمیش ها، کات-سین های سینماتیک، فیزیک کرکترها کاملا ضعیف عمل کرده شاید به جرات بتوان گفت در سطحی کیفی بازی های نسل PS3 ظاهر شده است!
سازندگان تمام تلاششان را کرده اند که این بازسازی کاملا وفادار به نسخهی اصلی خودش باشد تا حدی که انگار همان بازی ریمستر و با دوربین سوم شخص ساخته شده است، شاید این نوستالژی فروشی برای طرفداران قدیمی این عنوان جذاب باشد اما کمی بعد عادی و باعث دلزدگی میشود چون خیلی از طرفداران این عنوان در انتظار یک بازسازی کمال گرایانه بودند نه صرفا یک بهبود گرافیکی سطحی با تغییر زاویهی دوربین که ارزش این همه انتظار را ندارد.

بازی از نظر ساختار مراحل یا اصطلاحا Level Design دارای مشکل است، در برخی از قسمت ها نقشه به شما نشان میدهد که باید چه کاری انجام دهید، در قسمت های دیگر نقشه بلا استفاده است و در کوچه ها و خانه های شهر گم میشوید و نمیدانید باید چه کاری انجام دهید، برخی قسمت ها با بازگشت به محل های قبلی تکمیل میشود و بازی جلو خواهد رفت. از نگاه فضاسازی نیز بی نقص نیست و با اینکه سعی شده شما در یک محیط تاریک قرار بگیرید اما نورپردازی و اتمسفر ضعیف بازی به هیچ وجه حس ترس را القا نمیکند. در مثالی، در خانه Kurosawa باران میآید اما اگر از خانه بیرون بیاید بارانی وجود ندارد.

حالا که صحبت از نقشهی بازی شد باید گفت این سیستم کمک که نمیکند هیچ، بلکه باعث گیج شدن شما هم خواهد شد، در برخی مواقع به نقشهی بعضی از لوکیشن ها دسترسی ندارید و باید تا آن محل بروید تا مپ آن نقطه برای شما باز شود، نقاط قابل جستجو، نمایش آیتم ها و تکراری بودن بافت مپ باعث شده تا در شهر گشت بزنید اما از نقشه استفاده نکنید! البته وجود نقشهی کوچه روی تصویر در هنگام بازی کمک ناچیزی میکند اما از آن جهت که نقشه بازی محدود و تکراری است زود با شهر و خانه های آن آشنا میشوید و شما را از استفاده از نقشه بی نیاز میکند.
از نظر جامپاسکر و لحظات غافلگیر کننده در برخی مراحل واقعا از جا خواهید پرید اما تکرار این موضوع در همان حالت همیشگی، باز شدن در و پیدا شدن سرو کلهی ارواح باعث لوث شدن آن شده است.
موسیقی و صداگذاری
از نظر صداگذاری و موسیقی هم میتوان ایرادات زیادی را وارد کرد، در طی بازی شما هیچ نوع موسیقی تاثیر گذار چه از لحاظ احساسی چه از لحاظ القای ترس نخواهید شنید. از نظر صداگذاری محیط تقریبا متوسط ولی از نظر صداگذاری و دوبلهی شخصیت ها به شدت ضعیف عمل کرده است به نحوی که گاهی صحبت کردن و صدا زدن Mio روی اعصاب بازیکن میرود! مدام در طی بازی یک دیالوگ تکرار میشود: مایو! مایو! به طوری که عمدهی بازی دیالوگ خاصی ندارد اما انتظار میرفت سناریو و دیالوگ ها بازنویسی شود.
جمع بندی
بازی Fatal Frame 2: Crimson Butterfly در مجموع میتواند یک تجربهی خوب برای طرفداران کلاسیک این مجموعه باشد، اثری که کاملا به نسخهی اصلی خود وفادار است و بیشتر تمرکز خود را هم روی همین مورد گذاشته است ولی از سوی دیگر به دلیل ضعف در گرافیک و گیمپلی شاید تجربهی ناخوشایندی را برای بازیکنان امروزی که تجربهی بازسازی های با کیفیتی مثل Resident Evil 4 و یا Silent Hill 2 را داشته اند رقم بزند.
- بهبود مکانیک های قدیمی
- وفاداری به نسخه اصلی
- بهبود دوربین Obscura
- گرافیک پایین نسبت به نسل
- گیمپلی خشک
- موسیقی و صداگذاری ضعیف
- دشمنان و باس فایت های تکراری
- فیزیک کرکتر و صحنه های سینماتیک
- ضعیف بودن نقشه
- ناکارآمد بودن برخی آیتم ها
- کوتاه بودن بازی
- مکانیک بی استفادهی Dodge
Fatal Frame 2: Crimson Butterfly: نقد و بررسی بازی Fatal Frame II Remake – Bahman

